ما يك تيم كاري هستيم

تصميم گيري بعنوان يكي از مهارتهاي مديريتي

به طور كلي تصميم گيري يك فرآيند ذهني است كه تمام افراد بشر در سراسر زندگي خود با آن سرو كار دارند. فرآيند تصميم گيري در پرتو فرهنگ، ادراكات، اعتقاد و ارزش ها نگرش ها، شخصيت، دانش و بينش فرد صورت مي گيرد و اين عوامل بر يكديگر تأثير متقابل دارند. در مديريت معاصر تصميم گيري به عنوان فرآيند حل يك مسأله تعريف شده است و اغلب به تصميم گيري، حل مسأله نيز گفته مي شود. مي توان گفت تمام فعاليت ها و اقداماتي كه در همه زمينه ها توسط افراد بشر انجام مي شود، حاصل فرآيند تصميم گيري است. اين مقاله فرايند تصميم گيري را مورد بررسي قرار مي دهد.

ادامه نوشته

حفظ كاركنان توانمند، راهبرد اصلي مديران موفق

منابع انساني در سازمان‌هايي كه به دورانديشي شهره‌اند از جايگاه رفيعي برخوردار است. در انديشه مديران اين سازمانها، نيروي انساني، دارايي راهبردي سازمان محسوب مي‌شود و از اين رو، توجه مديريت را سخت به خود معطوف كرده است. ديدگاه مديران اين نوع سازمانها كه آينده را نيز از آن خود ساخته‌اند، نسبت به مخارج امور كاركنان، ديدگاه هزينه‌اي نيست، بلكه سرمايه‌اي و آن هم از نوع سرمايه‌گذاري راهبردي است. بنابراين مي‌توان انتظار داشت كاركنان اينگونه سازمانها براي حركتهاي خلاق و دانش محور پرورش يابند.

ادامه نوشته

بهبود روابط در محیط کار

ده روش برای بهبود مهارت‌های بین فردی امروزه خیلی از افراد اعم از زن یا مرد شاغل هستند و ساعت زیادی از وقت خود را در محیط کار می گذرانند پس موفقیت در محیط کار و داشتن وجه ای مناسب و آرامش در محیط کار برایشان بسیار مهم است .اهمیت مهارت‌های بین فردی در محیط کار را دست‌کم نگیرید.

اینکه همکاران، چه تصویری از شما در ذهن دارند، نقش بزرگی را در شادمانی و نشاط روزانه در محیط کار و مهم‌تر از آن در موفقیت و کارایی شغلی شما دارد.

اگر نتوانید با اطرافیان، ارتباط موثر و خوبی برقرار کنید ، با وجود همه‌ی این قابلیت‌ها، در زندگی شخصی و حرفه‌ای با مشکل روبه رو می‌شوید.

اگر شاغل هم نباشید می توانید از این مهارت ها در ارتباطات خانوادگی خود استفاده کنید.با به کارگیری توصیه‌های موجود در این مقاله ، می‌توانید مهارت‌های اجتماعی خودتان را ارتقاء دهید؛ می توانید با همکاران، صمیمی‌تر شده و در نهایت با رعایت این‌ توصیه‌ها می‌توانید در دنیای کاری امروز، موفق شوید:

ادامه نوشته

نقش روابط عمومی در فرآیند توسعه جامعه

بررسی نقش روابط عمومی در فرآیند توسعه جامعه، یکی از موضوعات اساسی در مطالعات مربوط به این حوزه است.
متاسفانه علی رغم تاکیدات زیاد صاحبنظران این حوزه بر نقش بنیادی روابط عمومی در توسعه، هنوز آثار و ادبیات قابل اتکایی در این خصوص وجود ندارد.
ادامه نوشته

واردات بي‌رويه از مشكلات اساسي در اشتغال و توليد داخل است

واردات بي‌رويه از مشكلات اساسي در اشتغال و توليد داخل است

عضو كميسيون اصل نودم قانون اساسي گفت: يكي از مشكلات اصلي در بخش اشتغال و توليد داخلي، مساله واردات بي‌رويه و بي‌حساب و كتاب و غيركارشناسي است؛ در واقع وارداتي كه بر اساس منافع افراد صورت مي‌گيرد.

حجت‌الاسلام و المسلمين سيدحاجي‌محمد موحد در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) منطقه خوزستان، عنوان كرد: بارها فرياد برآمده كه كارخانه‌هاي ريسندگي و بافندگي ما در حال ورشكستگي و نابودي است و عمده دليل نابودي آنها هم نبود برنامه‌ و عدم توجه به واردات بي‌حساب و كتاب است؛ هر روز شاهد بحران در يكي از كارخانه‌ها بوده و هستيم.

وي ادامه داد: از ديگر سو، شاهديم كالاهاي چيني تمام بازار كشور را فرا گرفته و به هر جنسي و كالايي دست بزنيم روي آن نوشته شده كه محصول كشور چين است. به همين دليل اگر خواستار ساماندهي شدن اين قبيل مسائل هستيم بايد يك انقلاب اساسي در مقوله صادرات و واردات ايجاد كرده و يك برنامه اساسي و مدون در اين رابطه طراحي كنيم.

نماينده مردم بهبهان در خانه ملت با بيان اين‌كه در اين زمينه مشكل قانون وجود ندارد، خاطرنشان كرد: هر كس بگويد مشكل از قانون است اشتباه مي‌كند، اما اگر جايي خلاء قانوني باشد مجلس آمادگي كامل براي رفع مشكلات نبود قانون را دارد.

موحد تصريح كرد: اگر واقعا به توليد داخلي و اشتغال مي‌انديشيم بايد واردات را ساماندهي كنيم و در اين جهت به گونه‌اي برنامه‌ريزي كنيم كه سرمايه‌گذار در بخش‌هاي توليدي به آينده كاري خود در داخل اميدوار باشد، زيرا يكي از دغدغه‌هاي هميشگي سرمايه‌گذاران نبود برنامه و تدبير است و من اين مسئله را يك خطر جدي مي‌دانم كه بايد براي آن فكر اساسي و چاره انديشي شود.

وي با بيان اين‌كه در اين وضعيت دولت متولي امر است و بايد تكليف را روشن كند، افزود: در واقع دولت بايد متولي را تعيين كند و هر چند در روزهاي اخير از وزير بازرگاني در مورد واردات بي‌رويه سوال شد معتقدم بايد بحث را فراتر از سوال ببرند.

نماينده مردم بهبهان در مجلس شوراي اسلامي تاكيد كرد: مسوولين امر بايد در اين رابطه احساس خطر كنند و تكليف واردات و صادرات را به گونه‌اي ترسيم كنند كه هر كس از هر كانال و هر مسيري نتواند در اين ميدان وارد شود و هرگونه مي‌خواهد عمل كند و بعد شاهد باشيم كالاهاي بي‌كيفيتي از آن سوي دنيا به كشور وارد شود كه تنها مشكل مضاعف براي مردم ايجاد كرده است.

موحد افزود: البته مجلس هم بايد به طور قوي و محكم در اين قضيه وارد عمل شود و دولت را به تدوين برنامه‌ريزي‌ در اين زمينه موظف كند.

منبع خبر : خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)

دستورالعمل كارمندي

فرصت يا تهديد ؟ مسئله اين است

سير تكامل سازماني!

زندگي ، كار ، بهره وري

تو مقصري!

سلسله مراتب سازماني

بايد قبلاً فكرش را مي‌كردي!

تبليغ ساعت در اتوبوس

بررسي رابطه بين ارگونومي محيط كار و استرس شغلي كاركنان

عدم توجه به اصول ارگونومي و رعايت نكردن آنها در محيط كار، هزينه هاي بسيار زيادي را هم براي كارفرما و هم براي كاركنان بدنبال خواهد داشت. و موجب كاهش كارآيي و افزايش استرس كاركنان نيز مي گردد. در صورتيكه فناوري ارگونومي بدرستي بكار گرفته شود مي تواند موجب حذف يا كاهش صدمات و مشكلات بهداشت و ايمني شغلي در محيط كار و افزايش كارآيي گردد.با وجود اين در طراحي كار توجه كافي بدانها صورت نمي گيرد. هدف اصلي اين مطالعه بررسي نقش ارگونومي و ارتباط آن با استرس شغلي كاركنان مي باشد . نتايج حاصل از اين مطالعه بيان داشت كه بين ارگونومي محيط كار و استرس شغلي رابطه معني داري وجود دارد(05/0p≤). بين فيزيولوژي كار و روانشناسي مهندسي با استرس شغلي رابطه معني دارد(05/0p≤) ولي بين بيومكانيك و آنتروپومتري با استرس شغلي رابطه معني داري يافت نشد(05/0p≥). در اين مقاله ابتدا خلاصه اي از ادبيات تحقيق شامل: تعاريف ، شاخه ها، اهداف ارگونومي ، استرس، عوامل استرس زا، و پيامدهاي استرس بيان مي شود. در ادامه فرضيه ها، روش انجام تحقيق، نحوه تجزيه و تحليل، آزمونهاي مورد استفاده، جمع بندي و ملاحظات تحقيق ارائه شده است

ادامه نوشته

از فوائد پاره آجر!

روزي مردي ثروتمند در اتومبيل جديد و گران قيمت خود با سرعت فراوان از خيابان كم رفت و آمدي مي‌گذشت. ناگهان از بين دو اتومبيل پارك شده در كنار خيابان يك پسر بچه پاره آجري به سمت او پرتاب كرد. پاره آجر به اتومبيل او برخورد كرد. مرد پايش را روي ترمز گذاشت و سريع پياده شد و ديد كه اتومبيلش صدمه زيادي ديده است. به طرف پسرك رفت و او را سرزنش كرد. پسرك گريان، با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پياده رو، جايي كه برادر فلجش از روي صندلي چرخدار به زمين افتاده بود جلب كند.

پسرك گفت: "اينجا خيابان خلوتي است و به ندرت كسي از آن عبور مي كند. برادر بزرگم از روي صندلي چرخدارش به زمين افتاده و من زور كافي براي بلند كردنش ندارم. براي اينكه شما را متوقف كنم ناچار شدم از اين پاره آجر استفاده كنم". مرد بسيار متأثر شد و از پسر عذر خواهي كرد. برادر پسرك را بلند كرد و روي صندلي نشاند و سوار اتومبيل گران قيمتش شد و به راهش ادامه داد.

در زندگي چنان با سرعت حركت نكنيم كه ديگران مجبور شوند براي جلب توجه ما پاره آجر به طرفمان پرتاب كنند! خدا در روح ما زمزمه مي كند و با قلب ما حرف ميزند. اما بعضي اوقات زماني كه ما وقت نداريم گوش كنيم، او مجبور مي شود پاره آجر به سمتمان پرتاب كند. اين انتخاب خودمان است كه گوش بكنيم يا نكنيم!

 

ادامه نوشته

ثروت سازماني

زماني كزروس به كوروش بزرگ گفت: «چرا از غنيمت هاي جنگي چيزي را براي خود بر نمي داري و همه را به سربازانت مي بخشي؟»

كوروش گفت: «اگر غنيمت هاي جنگي را نمي بخشيديم الان دارايي من چقدر بود؟» گزروس عددي را با معيار آن زمان گفت.

كوروش يكي از سربازانش را صدا زد و گفت: «برو به مردم بگو كوروش براي امري به مقداري پول و طلا نياز دارد.»

سرباز در بين مردم جار زد و سخن كوروش را به گوششان رسانيد. مردم هرچه در توان داشتند براي كوروش فرستادند. وقتي كه مالهاي گرد آوري شده را حساب كردند، از آنچه كزروس انتظار داشت بسيار بيشتر بود.

كوروش رو به كزروس كرد و گفت: «ثروت من اينجاست. اگر آنها را پيش خود نگه داشته بودم، هميشه بايد نگران آنها بودم. زماني كه ثروت در اختيار توست و مردم از آن بي بهره اند مثل اين مي ماند كه تو نگهبان پولهايي كه مبادا كسي آن را ببرد.»

كيفيت يعني اين!

يكي از مسئولان پروژه ايجاد يك مركز فرهنگي، از اين مركز در حال ساخت بازديد كرد. او ديد كه يك مجسمه ساز، در حال ساخت يك مجسمه است و متوجه شد كه يك مجسمه ساخته شده مشابه نيز آنجاست.

با تعجب از مجسمه ساز پرسيد: «از اين مجسمه دو تا نياز داري؟»

مجسمه ساز بدون نگاه كردن گفت: «نه. فقط يكي مي خواهيم، اما اولي در آخرين مرحله آسيب ديد.»

مقام مسئول، مجسمه ساخته شده را بررسي كرد و هيچ اشكالي پيدا نكرد و از مجسمه ساز پرسيد: «آسيب كجاست؟»

مجسمه ساز در حالي كه مشغول كارش بود گفت: «يك خراش روي بيني مجسمه است.»

مقام مسئول پرسيد: «اين مجسمه را كجا مي خواهيد نصب كنيد؟»

مجسمه ساز گفت: «روي يك ستون به ارتفاع شش متر.»

مقام مسئول پرسيد: «اگر در اين ارتفاع نصب مي شود چه كسي خواهد دانست كه يك خراش روي بيني مجسمه است؟»

مجسمه ساز كارش را قطع كرد، به مقام مسئول نگاه كرد، لبخند زد و گفت: «من كه مي دانم.»

هنر مردمداري : نگاهي به نقش روابط عمومي كارآمد در سازمانها

همه مي دانند كار كردن براي كاركنان در يك نهاد يا سازمان، بدون همراهي و همگامي كاركنان به بار نخواهد نشست، همراه كردن كاركنان، جلب مشاركت و اعتماد آنان براي پيشرفت هاي مادي و معنوي سازمان از جمله وظايف و كاركردهاي اساسي روابط عمومي است. تقويت روابط عمومي ها جهت تقويت روابط عاطفي مديران و كاركنان، جايگاه روابط عمومي در اطلاع رساني دولت و فرهنگ سازي در سازمانها از ديگر كاركردهاي اين نهاد است.توجه ويژه به روابط عمومي، به عنوان نهادي كه مي تواند به صورت نظام مند، برنامه ريزي شده و سنجيده در جهت ايجاد، حفظ و گسترش تعامل و تفاهم مديران با كاركنان اقدام كند، بسيار حائز اهميت است.

ادامه نوشته

چنین گفت



 

دالای لاما

چنین گفت ۸

چنین گفت ۸

چنین گفت ۷

چنین گفت

چنین گفت ۶

چنین گفت

چنین گفت ۵

چنین گفت

چنین گفت ۴

چنین گفت

چنین گفت ۳

چارلی چاپلین

چنین گفت ۲

نیچه

چنین گفت ۱

لابروبر

درباره دیگران قضاوت وداوری نکنیم

یه پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازی میکردن. پسر کوچولو یه سری تیله داشت و دختر کوچولو چندتایی شیرینی با خودش داشت. پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت من همه تیله هامو بهت میدم؛ تو همه شیرینیاتو به من بده. دختر کوچولو قبول کرد.
پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش گذاشت کنار و بقیه رو به دختر کوچولو داد. اما دختر کوچولو همون جوری که قول داده بود تمام شیرینیاشو به پسرک داد.
همون شب دختر کوچولو با ارامش تمام خوابیدو خوابش برد. ولی پسر کوچولو نمی تونست بخوابه چون به این فکر می کرد که همونطوری خودش بهترین تیله اشو یواشکی پنهان کرده شاید دختر کوچولو هم مثل اون یه خورده از شیرینیهاشو قایم کرده و همه شیرینی ها رو بهش نداده

 

 

 
نتیجه اخلاقی داستان
 

 
عذاب وجدان هميشه مال كسي است كه صادق نيست
آرامش مال كسي است كه صادق است
لذت دنيا مال كسي نيست كه با آدم صادق زندگي مي كند
آرامش دنيا مال اون كسي است كه با وجدان صادق زندگي



زنجیر محبت

زنجیر محبت

 

یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از کار برمی گشت خانه، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان توی برف ایستاده بود. اون زن برای او دست تکان داد تا متوقف شود.

اسمیت پیاده شد و خودشو معرفی کرد و گفت من اومدم کمکتون کنم.

زن گفت صدها ماشین از جلوی من رد شدند ولی کسی نایستاد، این واقعا لطف شماست .

وقتی که او لاستیک رو عوض کرد و درب صندوق عقب رو بست و آماده رفتن شد، زن پرسید: "من چقدر باید بپردازم؟"

و او به زن چنین گفت: "شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام. و روزی یکنفر هم به من کمک کرد. همونطور که من به شما کمک کردم. اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی، باید این کار رو بکنی.

نگذار زنجیر  محبت  به تو ختم بشه!"

 

 

 

***

 



چند مایل جلوتر زن کافه کوچکی رو دید و رفت تو تا چیزی بخوره و بعد راهشو ادامه بده ولی نتونست بی توجه از لبخند شیرین زن پیشخدمتی بگذره که می بایست هشت ماهه باردار باشه و از خستگی روی پا بند نبود.

او داستان زندگی پیشخدمت رو نمی دانست و احتمالا هیچ گاه هم نخواهد فهمید. وقتی که پیشخدمت رفت تا بقیه صد دلار شو بیاره ، زن از در بیرون رفته بود، درحالیکه بر روی دستمال سفره یادداشتی رو باقی گذاشته بود.

وقتی پیشخدمت نوشته زن رو می خوند اشک در چشمانش جمع شده بود. در یادداشت چنین نوشته بود: "شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام و روزی یکنفر هم به من کمک کرد، همونطور که من به شما کمک کردم اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی، باید این کار رو بکنی.

 

نگذار زنجیر محبت  به تو ختم بشه!".

 

 

 
همان شب وقتی زن پیشخدمت از سرکار به خونه رفت در حالیکه به اون پول و یادداشت زن فکر می کرد به شوهرش گفت:
 

 

"دوستت دارم اسمیت همه چیز داره درست میشه..."

 

 

به ديگران کمک کنيم بلاخره يک جا يکی به ما کمک ميکنه و قول بديم كه

 

نگذاريم هيچ وقت زنجير عشق و محبت  به ما ختم بشه

 

سعی کن!


روزی شاگرد یه راهب پیر هندو از او خواست که واسش یه درس بیاد موندی بده.
راهب از شاگردش خواست کیسه نمک رو بیاره پیشش ، بعد یه مشت از اون نمک رو داخل لیوان نیمه پری ریخت و از او خواست اون آب رو سر بکشه . شاگرد فقط تونست یه جرعه کوچک از آب داخل لیوان رو بخوره ، اونم بزحمت .
استاد پرسید : " مزه اش چطور بود ؟ "
شاگرد پاسخ داد : " بد جوری شور و تنده ، اصلا نمیشه خوردش "
پیرهندو از شاگردش خواست یه مشت نمک برداره و اونو همراهی کنه . رفتند تا رسیدن کنار دریاچه . استاد از او خواست تا نمکها رو داخل دریاچه بریزه ، بعد یه لیوان آب از دریاچه برداشت و داد دست شاگرد و ازش خواست اونو بنوشه . شاگرد براحتی تمام آب داخل لیوان رو سر کشید .
استاد اینبارهم از او مزه آب داخل لیوان رو پرسید. شاگرد پاسخ داد : " کاملا معمولی بود . "
پیرهندو گفت : " رنجها و سختیهائی که انسان در طول زندگی با آنها روبرو میشه همچون یه مشت نمکه و اما این روح و قدرت پذیرش انسانه که هر چه بزرگتر و وسیعتر بشه ، میتونه بار اون همه رنج و اندوه رو براحتی تحمل کنه ، بنابراین سعی کن یه دریا باشی تا یه لیوان آب .

: Chera  چرا آخه چرا ؟!

چرا آخه چرا ؟!

1.      چرا تو خونه ۴٠متری ال سی دی ۵٢ اینچی میذارن؟

2.     چرا از در که میخوان رد بشن تعارف میکنن ولی سر تقاطع ها به هم رحم نمیکنن؟

3.      چرا تو شهروند چشم میدوزن به سبد همدیگه؟

4.     چرا از تو ماشین پوست پرتغال می ریزن بیرون؟

5.      چرا تو اتوبان وقتی به ماشین جلویی می رسند چراغ میدن؟

6.      چرا وقتی می رن شلوار بخرن مغازه های کفش فروشی رو هم نگاه می کنن؟

7.      چرا قبل از ازدواج دنبال پول طرف مقابلن نه اخلاقش؟

8.     چرا بعد از ازدواج دنبال اخلاق طرف مقابلن نه پولش؟

9.     چرا همه دوست دارن از این کشور برن؟

10.            چرا اونهایی که رفتن می خوان برگردن؟

11.            چرا روز پدر همه لباس زیر کادو می خرند؟

12.              چرا باجناقها هیچوقت از هم خوششون نمیاد؟

13.            چرا زنها نمیتونن ماشین پارک کنن؟

14.              چرا تو مهمونی اگه موز بخورن بی کلاسیه ولی سیب و پرتغال نه؟

ادامه نوشته

کتابت را جا بگذار

کتابت را جا بگذار

جا گذاشتن کتاب در مکان‌های عمومی رقتاری است که اکنون در ایتالیا و فرانسه هم رو به

فزونی گذاشته. کسی که کتابش را در مکانی عمومی  رها می‌کند، هویت خود را آشکار

نمی‌کند و ادعایی هم بابت قیمت کتاب ندارد، اما یک درخواست از خواننده یا خوانندگان

احتمالی بعدی دارد: "شما نیز بعد از خواندن کتاب، آن را در محلی مشابه قرار دهید تا

دیگران هم بتوانند از این اثر استفاده کنند." رول هورنباکر نخستین کسی بود که این حرکت

را انجام داد. او یک فروشنده کامپیوتر در ایالت میسوری امریکا بود و نام این رفتار را Book Crossing

 گذاشت؛ یعنی کتاب در گردش. در فرانسه کتاب‌های در حال گردش از 10 هزار جلد فراتر

رفته است. این رفتار جدید را می‌شود به نوعی "کمپین کتابخوانی" یا "کمپین به اشتراک

گذاشتن کتاب" در نظر گرفت؛ کمپینی که می‌تواند به مثابه یک پروژه فرهنگی قابل تامل

باشد.

 

حالا رفتار مذکور به قدری در غرب رواج یافته که کم‌کم از ترکیه نیز سر درآورده است. در

ترک‌بوکو – یکی از شهرهای ساحلی ترکیه – کنار دریا قدم می‌زدم که کتابی روی شن‌ها

توجهم را جلب کرد. فکر کردم حتما صاحب کتاب‌ فراموش کرده آن را با خود ببرد. برش

داشتم و همین‌که چشمم به صفحه اولش افتاد؛  از خوشحالی در پوست خود نگنجیدم. در

صفحه اول کتاب یک نفر متن زیر را نوشته بود:

 

"من این کتاب را با علاقه خواندم و آن را در همان

 

مکانی که به آخر رسانده بودم رها کردم. امیدوارم شما

 

هم از این کتاب خوشتان بیاید. اگر از آن خوش‌تان آمد

 

بخوانید و گرنه در همان نقطه‌ای که پیدایش کرده‌اید،

 

 

بگذارید بماند اگر کتاب را خواندید شماره‌ای به تعداد

 

خوانندگان اضافه کنید و با ذکر محل پایان مطالعه، در

 

جایی رهایش کنید."

 

در همان صفحه دستخط سومین خواننده توجهم را جلب کرد: "خواننده شماره سه در

ترک‌بوکو". پس تا به‌حال سه نفر که همدیگر را نمی‌شناسند این کتاب را خوانده‌اند. طبق

اصلاعات موجود در همان صفحه، خواننده اول کتاب را در استانبول و خواننده دوم در شهر

بُدروم مطالعه‌ی آن را به پایان رسانده و رهایش کرده بود.

 

برای این سنت جدید کتابخوانی سایت اینترنتی‌ای راه‌اندازی شده تا علاقمندان بتوانند با

عضویت در آن به رهگیری کتاب‌هایی که رها کرده‌اند، بپردازند. توصیه می‌کنم سری به

سایت bookcrossing.com بزنید. طبق اطلاعات موجود در حال حاضر بیش از 2 میلیون

و 500 هزار جلد کتاب که اطلاعات‌شان در این سایت ثبت شده در حال گردش هستند. هدف

گردانندگان سایت یاد شده، تبدیل کردن دنیا به یک کتابخانه‌ی بزرگ است. از این به بعد اگر

در کافه، در لابی هتل، یا سالن انتظار سینما کتابی را پیدا کردید، تعجب نکنید چون ممکن

است با یک جلد "کتاب در گردش" روبرو شده باشید... (به نقل از پایگاه اطلاع رسانی شهر

کتاب)

 

 

فقر  همه جا سر ميكشد .......

 

فقر ، گرسنگي نيست ، عرياني  هم  نيست ......

 

فقر ، چيزي را  " نداشتن " است ، ولي  ، آن چيز پول نيست ..... طلا و

 

غذا نيست  .......

 

فقر  ،  همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفتهء يك

 

كتابفروشي مي نشيند ......

 

فقر ،  تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است ،‌ كه روزنامه هاي برگشتي

 

را خرد ميكند ......

 

 

فقر ، كتيبهء سه هزار ساله اي است كه روي آن

 

يادگاري نوشته اند .....

 

فقر ، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته

 

ميشود .....

 

فقر ،  همه جا سر ميكشد ........

 

 

    فقر ، شب را " بي غذا  " سر كردن نيست ..            فقر ، روز را 

 

 " بي انديشه"   سر كردن است

دکتر شریعتی

 

وقایع مهــم از ســال 1900 تـا 2000   


وقایع مهــم از ســال 1900 تـا 2000
 
البته نه همشون

1901 Australia Federates

اتحاديه استراليا تشکيل مي شود

 
   




 

 

 

1903 Man Flies

انسان پرواز مي کند


http://marshal-modern.ir/Archive/14878.aspx

 

 
   




 

 

 

1905 The Theory of Relativity is Proposed

تئوري نسبيت مطرح مي شود


http://marshal-modern.ir/Archive/14879.aspx
 

 
   




 

 

 

1907 Picasso Gives Birth to Modern Art

پيکاسو هنر مدرن را خلق مي کند

http://marshal-modern.ir/Archive/14880.aspx

 

 
   




 

 

 

1912 RMS Titanic Sinks

تايتانيک غرق مي شود

http://marshal-modern.ir/Archive/14881.aspx

 

 
   




 

 

 

1912 Republic of China Established

جمهوري چين برقرار مي شود



 

 
   




 

 

 

1917 Bolshevik Revolution - Communist Russia is born

انقلاب بولشويک - روسيه کمونيست متولد مي شود

http://marshal-modern.ir/Archive/14883.aspx
 

 
   



 

 

 

1914 World War I Begins

جنگ جهاني اول شروع مي شود

http://marshal-modern.ir/Archive/14884.aspx
 
   



 

 

 

1920 Prohibition Begins

تحريم شروع مي شود


http://marshal-modern.ir/Archive/14885.aspx
 
   


 

 

 

1922 Tomb of Tutankhamen is Found

مقبره توتانخام (از فراعنه مصر) پيدا مي شود

http://marshal-modern.ir/Archive/14886.aspx
 

 
   




 

 

 

1925 Television is Invented

تلويزيون اختراع مي شود

http://marshal-modern.ir/Archive/14887.aspx
 

 
   




 

 

 

1929 On With the Show - first 100% color, 100% sound movie

"On With The Show" - اولين فيلم 100% رنگي، 100% مصوت

http://marshal-modern.ir/Archive/14888.aspx

 

 
   




 

 

 

1930 The First Full Length Color/Sound Cartoon Appears

اولين کارتون تمام رنگي/مصوت ظاهر مي شود


http://marshal-modern.ir/Archive/14889.aspx

 

 
   




 

 

 

1930 Mohandas Gandhi Leads Satyagraha Movement in India

موهانداس گاندي حرکت ساتياگراها در هند را رهبري مي کند

http://marshal-modern.ir/Archive/14890.aspx
 

 
   




 

 

 

1931 Empire State Building Opens

عمارت "Empire State" گشوده مي شود

http://marshal-modern.ir/Archive/14891.aspx
 

 
   




 

 

 

1939 World War II Begins

جنگ جهاني دوم شروع مي شود

http://marshal-modern.ir/Archive/14892.aspx

 
   

 

 

 

1944 Colossus - First Fully Electronic Computer

کلوسوس - اولين رايانه تمام الکترونيکي

http://marshal-modern.ir/Archive/14893.aspx
 

 
   




 

 

 

1945 First Atomic Bomb Built

اولين بمب اتمي ساخته شد

http://marshal-modern.ir/Archive/14894.aspx
 

 
   




 

 

 

1945 First Secretary General of the Newly Formed United Nations

اولين دبيرکل ملل تازه متحد شده

http://marshal-modern.ir/Archive/14895.aspx
 

 
   




 

 

 

1946 Cold War Begins

جنگ سرد شروع مي شود

http://marshal-modern.ir/Archive/14896.aspx
 

 
   




 

 

 

1950 Korean War Begins

جنگ کره شروع مي شود

http://marshal-modern.ir/Archive/14897.aspx
 

 
   




 

 

 

1953 DNA First Accurately Modeled

ساختار DNA اولين بار بادقت مدل مي شود

http://marshal-modern.ir/Archive/14898.aspx
 

 
   




 

 

 

1954 Rock Aound The Clock takes Rock and Roll International

"Rock Around Clock" راک اند رول را بين المللي مي کند

http://marshal-modern.ir/Archive/14899.aspx
 

 
   




 

 

 

1957 Sputnik 1 - First artificial satellite put into geocentric orbit

Sputnik 1 - اولين قمر مصنوعي در مدار زمين قرار مي گيرد

http://marshal-modern.ir/Archive/14900.aspx
 

 
   




 

 

 

1962 Spacewar! The First Computer Game is Invented

جنگ فضايي! اولين بازي کامپيوتري اختراع مي شود


http://marshal-modern.ir/Archive/14901.aspx
 

 
   




 

 

 

1962 Pope John XXIII Starts the Vatican II Council

پاپ ژان بيست و سوم شوراي واتيکان 2 را آغاز مي کند

http://marshal-modern.ir/Archive/14902.aspx

 

 
   




 

 

 

1967 Marxist Revolutionary Che Guevara is Executed in Bolivia

انقلابي مارکسيست، چه گوارا، در بوليوي اعدام مي شود


http://marshal-modern.ir/Archive/14903.aspx

 

 
   




 

 

 

1969 Man walks on the moon

انسان بر روي ماه پا مي گذارد

http://marshal-modern.ir/Archive/14904.aspx
 

 
   




 

 

 

1973 Embargoes from the OPEC nations cause an oil Crisis in nations supporting Israel

تحريم اعضاي اوپک باعث ايجاد بحران نفت در ملل حامي اسرائيل


http://marshal-modern.ir/Archive/14905.aspx

 

 
   




 

 

 

1973 American Psychiatric Association removed homosexuality from its list of psychiatric disorders

انجمن روانپزشکي آمريکايي همجنس گرايي را از ليست اختلالات روانپزشکي حذف کرد


http://marshal-modern.ir/Archive/14906.aspx
 

 
   




 

 

 

1979 Dame Margaret Thatcher Becomes the First Female UK Prime Minister

خانم مارگارت تاچر اولين نخست وزير زن انگلستان مي شود


http://marshal-modern.ir/Archive/14907.aspx
 

 
   




 

 

 

1980 John Lennon is Shot

جان لنون هدف گلوله قرار مي گيرد

http://marshal-modern.ir/Archive/14908.aspx
 

 
   




 

 

 

1984 The First Commercially Successful Graphic Interface PC Arrives with the Apple Macintosh

اولين کامپيوتر قابل خريداري داراي رابط گرافيکي توسط اپل مکينتاش از راه مي رسد

http://marshal-modern.ir/Archive/14909.aspx

 

 
   




 

 

 

1986 The Chernobyl Disaster Occurs

حادثه چرنوبيل اتفاق مي افتد


http://marshal-modern.ir/Archive/14910.aspx

 

 
   




 

 

 

1988 The Commercial Internet Begins

شبکه تجاري اينترنت آغاز به کار مي کند

http://marshal-modern.ir/Archive/14911.aspx
 

 
   




 

 

 

1990 The Gulf War Begins

جنگ خليج آغاز مي شود


http://marshal-modern.ir/Archive/14912.aspx
 

 
   




 

 

 

1991 The Soviet Union Collapses

اتحاد جماهير شوروي فرو مي پاشد

http://marshal-modern.ir/Archive/14913.aspx
 

 
   




 

 

 

1996 Dolly The Sheep is Cloned

Dolly گوسفند شبيه سازي شده

http://marshal-modern.ir/Archive/14914.aspx
 

 
   

 

 

 

 

December 31, 1999 The Second Millen

پايان هزاره دوم

http://marshal-modern.ir/Archive/14915.aspx
:-)

 
   


چند شعر از مشاعر ه هوشنگ ابتهاج(سایه) و شهریار درباره زندگی

چند شعر از مشاعر ه هوشنگ ابتهاج(سایه) و شهریار درباره زندگی
هوشنگ
همه رفتند از این خانه خدایا تو بمان
منه بی برگ خزان دیده دگر رفتنی ام
تو همه باروبری تازه بهارا تو بمان
داغ و دردست همه نقش نگار دل من
بنگر این نقش به خون شسته نگارا تو بمان
زین بیابان گذری نیست سواران را هیچ
دل ما خوش به فریبی  غبارا تو بمان
هر دم از حلقه عشاق پریشانی رفت
بسر زلف بتان سلسله دارا تو بمان
شهریارا تو بمان بر سر این خیل یتیم
پدرا یارا اندوهگسارا تو بمان
سایه در پای توچون موج چه خوش زار گریست
که سر سبز تو خوش باد کنارا تو بمان
شهریار
سایه جان رفتنی هستیم بمانیم که چه
درس این زندگی از بهر ندانستن ماست
این همه درس بخوانیم و ندانیم که چه
کشتی را که پی غرق شدن ساخته اند
هی به جان کندن از ایت ورطه برانیم که چه
ما که در خانه ایمان خدا ننشسته ایم
کفر ابلیس به کرسی بنشانیم که چه

عميق ترين درد در زندگي مردن نيست   


 

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

 

 

بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدائی

 

به سرانجام رسانی .

 

****

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

 

بلکه نداشتن یک همراه واقعی است که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد.

 


عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

 

بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترین احساس زندگی است .

 

***

 

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

 

بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند.

 

 و تو از او رسم محبت بیاموزی .
 

 

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

 

بلکه گذاشتن سدی در برابر رودی است که از چشمانت جاری است.

 

****



عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست،

 

بلکه یخ بستن وجود آدم ها و بستن چشمها است.
 

 

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست

 

بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته شده .

 

****

 

 

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

 

بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن ها تکیه کنی و از غم زندگی

 

برایش اشک بریزی


هميشه اشک اونايي که به فکرمون هستن رو در مياريم..
و هميشه واسه کسايي که به فکرمون نيستن اشک ميريزيم..
هميشه به کسايي که اصلا به يادمون نيستن فکر ميکنيم..
و هميشه کسايي که اصلا فکرشم نميکنيم به يادمونن