ما يك تيم كاري هستيم
|
عضو كميسيون اصل نودم قانون اساسي گفت: يكي از مشكلات اصلي در بخش اشتغال و توليد داخلي، مساله واردات بيرويه و بيحساب و كتاب و غيركارشناسي است؛ در واقع وارداتي كه بر اساس منافع افراد صورت ميگيرد. حجتالاسلام و المسلمين سيدحاجيمحمد موحد در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) منطقه خوزستان، عنوان كرد: بارها فرياد برآمده كه كارخانههاي ريسندگي و بافندگي ما در حال ورشكستگي و نابودي است و عمده دليل نابودي آنها هم نبود برنامه و عدم توجه به واردات بيحساب و كتاب است؛ هر روز شاهد بحران در يكي از كارخانهها بوده و هستيم. وي ادامه داد: از ديگر سو، شاهديم كالاهاي چيني تمام بازار كشور را فرا گرفته و به هر جنسي و كالايي دست بزنيم روي آن نوشته شده كه محصول كشور چين است. به همين دليل اگر خواستار ساماندهي شدن اين قبيل مسائل هستيم بايد يك انقلاب اساسي در مقوله صادرات و واردات ايجاد كرده و يك برنامه اساسي و مدون در اين رابطه طراحي كنيم. نماينده مردم بهبهان در خانه ملت با بيان اينكه در اين زمينه مشكل قانون وجود ندارد، خاطرنشان كرد: هر كس بگويد مشكل از قانون است اشتباه ميكند، اما اگر جايي خلاء قانوني باشد مجلس آمادگي كامل براي رفع مشكلات نبود قانون را دارد. موحد تصريح كرد: اگر واقعا به توليد داخلي و اشتغال ميانديشيم بايد واردات را ساماندهي كنيم و در اين جهت به گونهاي برنامهريزي كنيم كه سرمايهگذار در بخشهاي توليدي به آينده كاري خود در داخل اميدوار باشد، زيرا يكي از دغدغههاي هميشگي سرمايهگذاران نبود برنامه و تدبير است و من اين مسئله را يك خطر جدي ميدانم كه بايد براي آن فكر اساسي و چاره انديشي شود. وي با بيان اينكه در اين وضعيت دولت متولي امر است و بايد تكليف را روشن كند، افزود: در واقع دولت بايد متولي را تعيين كند و هر چند در روزهاي اخير از وزير بازرگاني در مورد واردات بيرويه سوال شد معتقدم بايد بحث را فراتر از سوال ببرند. نماينده مردم بهبهان در مجلس شوراي اسلامي تاكيد كرد: مسوولين امر بايد در اين رابطه احساس خطر كنند و تكليف واردات و صادرات را به گونهاي ترسيم كنند كه هر كس از هر كانال و هر مسيري نتواند در اين ميدان وارد شود و هرگونه ميخواهد عمل كند و بعد شاهد باشيم كالاهاي بيكيفيتي از آن سوي دنيا به كشور وارد شود كه تنها مشكل مضاعف براي مردم ايجاد كرده است. موحد افزود: البته مجلس هم بايد به طور قوي و محكم در اين قضيه وارد عمل شود و دولت را به تدوين برنامهريزي در اين زمينه موظف كند. منبع خبر : خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) |
پسرك گفت: "اينجا خيابان خلوتي است و به ندرت كسي از آن عبور مي كند. برادر بزرگم از روي صندلي چرخدارش به زمين افتاده و من زور كافي براي بلند كردنش ندارم. براي اينكه شما را متوقف كنم ناچار شدم از اين پاره آجر استفاده كنم". مرد بسيار متأثر شد و از پسر عذر خواهي كرد. برادر پسرك را بلند كرد و روي صندلي نشاند و سوار اتومبيل گران قيمتش شد و به راهش ادامه داد.
در زندگي چنان با سرعت حركت نكنيم كه ديگران مجبور شوند براي جلب توجه ما پاره آجر به طرفمان پرتاب كنند! خدا در روح ما زمزمه مي كند و با قلب ما حرف ميزند. اما بعضي اوقات زماني كه ما وقت نداريم گوش كنيم، او مجبور مي شود پاره آجر به سمتمان پرتاب كند. اين انتخاب خودمان است كه گوش بكنيم يا نكنيم!
كوروش گفت: «اگر غنيمت هاي جنگي را نمي بخشيديم الان دارايي من چقدر بود؟» گزروس عددي را با معيار آن زمان گفت.
كوروش يكي از سربازانش را صدا زد و گفت: «برو به مردم بگو كوروش براي امري به مقداري پول و طلا نياز دارد.»
سرباز در بين مردم جار زد و سخن كوروش را به گوششان رسانيد. مردم هرچه در توان داشتند براي كوروش فرستادند. وقتي كه مالهاي گرد آوري شده را حساب كردند، از آنچه كزروس انتظار داشت بسيار بيشتر بود.
كوروش رو به كزروس كرد و گفت: «ثروت من اينجاست. اگر آنها را پيش خود نگه داشته بودم، هميشه بايد نگران آنها بودم. زماني كه ثروت در اختيار توست و مردم از آن بي بهره اند مثل اين مي ماند كه تو نگهبان پولهايي كه مبادا كسي آن را ببرد.»
با تعجب از مجسمه ساز پرسيد: «از اين مجسمه دو تا نياز داري؟»
مجسمه ساز بدون نگاه كردن گفت: «نه. فقط يكي مي خواهيم، اما اولي در آخرين مرحله آسيب ديد.»
مقام مسئول، مجسمه ساخته شده را بررسي كرد و هيچ اشكالي پيدا نكرد و از مجسمه ساز پرسيد: «آسيب كجاست؟»
مجسمه ساز در حالي كه مشغول كارش بود گفت: «يك خراش روي بيني مجسمه است.»
مقام مسئول پرسيد: «اين مجسمه را كجا مي خواهيد نصب كنيد؟»
مجسمه ساز گفت: «روي يك ستون به ارتفاع شش متر.»
مقام مسئول پرسيد: «اگر در اين ارتفاع نصب مي شود چه كسي خواهد دانست كه يك خراش روي بيني مجسمه است؟»
مجسمه ساز كارش را قطع كرد، به مقام مسئول نگاه كرد، لبخند زد و گفت: «من كه مي دانم.»
همه مي دانند كار كردن براي كاركنان در يك نهاد يا سازمان، بدون همراهي و همگامي كاركنان به بار نخواهد نشست، همراه كردن كاركنان، جلب مشاركت و اعتماد آنان براي پيشرفت هاي مادي و معنوي سازمان از جمله وظايف و كاركردهاي اساسي روابط عمومي است. تقويت روابط عمومي ها جهت تقويت روابط عاطفي مديران و كاركنان، جايگاه روابط عمومي در اطلاع رساني دولت و فرهنگ سازي در سازمانها از ديگر كاركردهاي اين نهاد است.توجه ويژه به روابط عمومي، به عنوان نهادي كه مي تواند به صورت نظام مند، برنامه ريزي شده و سنجيده در جهت ايجاد، حفظ و گسترش تعامل و تفاهم مديران با كاركنان اقدام كند، بسيار حائز اهميت است.
زنجیر محبت
نگذار زنجیر محبت به تو ختم بشه!"
***
چند مایل جلوتر زن کافه کوچکی رو دید و رفت تو تا چیزی بخوره و بعد راهشو ادامه بده ولی نتونست بی توجه از لبخند شیرین زن پیشخدمتی بگذره که می بایست هشت ماهه باردار باشه و از خستگی روی پا بند نبود.
او داستان زندگی پیشخدمت رو نمی دانست و احتمالا هیچ گاه هم نخواهد فهمید. وقتی که پیشخدمت رفت تا بقیه صد دلار شو بیاره ، زن از در بیرون رفته بود، درحالیکه بر روی دستمال سفره یادداشتی رو باقی گذاشته بود.
وقتی پیشخدمت نوشته زن رو می خوند اشک در چشمانش جمع شده بود. در یادداشت چنین نوشته بود: "شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام و روزی یکنفر هم به من کمک کرد، همونطور که من به شما کمک کردم اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی، باید این کار رو بکنی.
نگذار زنجیر محبت به تو ختم بشه!".
"دوستت دارم اسمیت همه چیز داره درست میشه..."
به ديگران کمک کنيم بلاخره يک جا يکی به ما کمک ميکنه و قول بديم كه
نگذاريم هيچ وقت زنجير عشق و محبت به ما ختم بشه
چرا آخه چرا ؟!
1. چرا تو خونه ۴٠متری ال سی دی ۵٢ اینچی میذارن؟
2. چرا از در که میخوان رد بشن تعارف میکنن ولی سر تقاطع ها به هم رحم نمیکنن؟
3. چرا تو شهروند چشم میدوزن به سبد همدیگه؟
4. چرا از تو ماشین پوست پرتغال می ریزن بیرون؟
5. چرا تو اتوبان وقتی به ماشین جلویی می رسند چراغ میدن؟
6. چرا وقتی می رن شلوار بخرن مغازه های کفش فروشی رو هم نگاه می کنن؟
7. چرا قبل از ازدواج دنبال پول طرف مقابلن نه اخلاقش؟
8. چرا بعد از ازدواج دنبال اخلاق طرف مقابلن نه پولش؟
9. چرا همه دوست دارن از این کشور برن؟
10. چرا اونهایی که رفتن می خوان برگردن؟
11. چرا روز پدر همه لباس زیر کادو می خرند؟
12. چرا باجناقها هیچوقت از هم خوششون نمیاد؟
13. چرا زنها نمیتونن ماشین پارک کنن؟
14. چرا تو مهمونی اگه موز بخورن بی کلاسیه ولی سیب و پرتغال نه؟
کتابت را جا بگذار
جا گذاشتن کتاب در مکانهای عمومی رقتاری است که اکنون در ایتالیا و فرانسه هم رو به
فزونی گذاشته. کسی که کتابش را در مکانی عمومی رها میکند، هویت خود را آشکار
نمیکند و ادعایی هم بابت قیمت کتاب ندارد، اما یک درخواست از خواننده یا خوانندگان
احتمالی بعدی دارد: "شما نیز بعد از خواندن کتاب، آن را در محلی مشابه قرار دهید تا
دیگران هم بتوانند از این اثر استفاده کنند." رول هورنباکر نخستین کسی بود که این حرکت
را انجام داد. او یک فروشنده کامپیوتر در ایالت میسوری امریکا بود و نام این رفتار را Book Crossing
گذاشت؛ یعنی کتاب در گردش. در فرانسه کتابهای در حال گردش از 10 هزار جلد فراتر
رفته است. این رفتار جدید را میشود به نوعی "کمپین کتابخوانی" یا "کمپین به اشتراک
گذاشتن کتاب" در نظر گرفت؛ کمپینی که میتواند به مثابه یک پروژه فرهنگی قابل تامل
باشد.
حالا رفتار مذکور به قدری در غرب رواج یافته که کمکم از ترکیه نیز سر درآورده است. در
ترکبوکو – یکی از شهرهای ساحلی ترکیه – کنار دریا قدم میزدم که کتابی روی شنها
توجهم را جلب کرد. فکر کردم حتما صاحب کتاب فراموش کرده آن را با خود ببرد. برش
داشتم و همینکه چشمم به صفحه اولش افتاد؛ از خوشحالی در پوست خود نگنجیدم. در
صفحه اول کتاب یک نفر متن زیر را نوشته بود:
"من این کتاب را با علاقه خواندم و آن را در همان
مکانی که به آخر رسانده بودم رها کردم. امیدوارم شما
هم از این کتاب خوشتان بیاید. اگر از آن خوشتان آمد
بخوانید و گرنه در همان نقطهای که پیدایش کردهاید،
بگذارید بماند اگر کتاب را خواندید شمارهای به تعداد
خوانندگان اضافه کنید و با ذکر محل پایان مطالعه، در
جایی رهایش کنید."
در همان صفحه دستخط سومین خواننده توجهم را جلب کرد: "خواننده شماره سه در
ترکبوکو". پس تا بهحال سه نفر که همدیگر را نمیشناسند این کتاب را خواندهاند. طبق
اصلاعات موجود در همان صفحه، خواننده اول کتاب را در استانبول و خواننده دوم در شهر
بُدروم مطالعهی آن را به پایان رسانده و رهایش کرده بود.
برای این سنت جدید کتابخوانی سایت اینترنتیای راهاندازی شده تا علاقمندان بتوانند با
عضویت در آن به رهگیری کتابهایی که رها کردهاند، بپردازند. توصیه میکنم سری به
سایت bookcrossing.com بزنید. طبق اطلاعات موجود در حال حاضر بیش از 2 میلیون
و 500 هزار جلد کتاب که اطلاعاتشان در این سایت ثبت شده در حال گردش هستند. هدف
گردانندگان سایت یاد شده، تبدیل کردن دنیا به یک کتابخانهی بزرگ است. از این به بعد اگر
در کافه، در لابی هتل، یا سالن انتظار سینما کتابی را پیدا کردید، تعجب نکنید چون ممکن
است با یک جلد "کتاب در گردش" روبرو شده باشید... (به نقل از پایگاه اطلاع رسانی شهر
کتاب)
فقر همه جا سر ميكشد .......
فقر ، گرسنگي نيست ، عرياني هم نيست ......
فقر ، چيزي را " نداشتن " است ، ولي ، آن چيز پول نيست ..... طلا و
غذا نيست .......
فقر ، همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفتهء يك
كتابفروشي مي نشيند ......
فقر ، تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است ، كه روزنامه هاي برگشتي
را خرد ميكند ......
فقر ، كتيبهء سه هزار ساله اي است كه روي آن
يادگاري نوشته اند .....
فقر ، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته
ميشود .....
فقر ، همه جا سر ميكشد ........
فقر ، شب را " بي غذا " سر كردن نيست .. فقر ، روز را
" بي انديشه" سر كردن است
دکتر شریعتی
| 1901 Australia Federates اتحاديه استراليا تشکيل مي شود |
| 1903 Man Flies انسان پرواز مي کند |
| 1905 The Theory of Relativity is Proposed تئوري نسبيت مطرح مي شود |
| 1907 Picasso Gives Birth to Modern Art پيکاسو هنر مدرن را خلق مي کند |
| 1912 RMS Titanic Sinks تايتانيک غرق مي شود |
| 1912 Republic of China Established جمهوري چين برقرار مي شود |
| 1917 Bolshevik Revolution - Communist Russia is born انقلاب بولشويک - روسيه کمونيست متولد مي شود |
| 1914 World War I Begins جنگ جهاني اول شروع مي شود |
| 1920 Prohibition Begins تحريم شروع مي شود |
| 1922 Tomb of Tutankhamen is Found مقبره توتانخام (از فراعنه مصر) پيدا مي شود |
| 1925 Television is Invented تلويزيون اختراع مي شود |
| 1929 On With the Show - first 100% color, 100% sound movie "On With The Show" - اولين فيلم 100% رنگي، 100% مصوت |
| 1930 The First Full Length Color/Sound Cartoon Appears اولين کارتون تمام رنگي/مصوت ظاهر مي شود |
| 1930 Mohandas Gandhi Leads Satyagraha Movement in India موهانداس گاندي حرکت ساتياگراها در هند را رهبري مي کند |
| 1931 Empire State Building Opens عمارت "Empire State" گشوده مي شود |
| 1939 World War II Begins جنگ جهاني دوم شروع مي شود |
| 1944 Colossus - First Fully Electronic Computer کلوسوس - اولين رايانه تمام الکترونيکي |
| 1945 First Atomic Bomb Built اولين بمب اتمي ساخته شد |
| 1945 First Secretary General of the Newly Formed United Nations اولين دبيرکل ملل تازه متحد شده |
| 1946 Cold War Begins جنگ سرد شروع مي شود |
| 1950 Korean War Begins جنگ کره شروع مي شود |
| 1953 DNA First Accurately Modeled ساختار DNA اولين بار بادقت مدل مي شود |
| 1954 Rock Aound The Clock takes Rock and Roll International "Rock Around Clock" راک اند رول را بين المللي مي کند |
| 1957 Sputnik 1 - First artificial satellite put into geocentric orbit Sputnik 1 - اولين قمر مصنوعي در مدار زمين قرار مي گيرد |
| 1962 Spacewar! The First Computer Game is Invented جنگ فضايي! اولين بازي کامپيوتري اختراع مي شود |
| 1962 Pope John XXIII Starts the Vatican II Council پاپ ژان بيست و سوم شوراي واتيکان 2 را آغاز مي کند |
| 1967 Marxist Revolutionary Che Guevara is Executed in Bolivia انقلابي مارکسيست، چه گوارا، در بوليوي اعدام مي شود |
| 1969 Man walks on the moon انسان بر روي ماه پا مي گذارد |
| 1973 Embargoes from the OPEC nations cause an oil Crisis in nations supporting Israel تحريم اعضاي اوپک باعث ايجاد بحران نفت در ملل حامي اسرائيل |
| 1973 American Psychiatric Association removed homosexuality from its list of psychiatric disorders انجمن روانپزشکي آمريکايي همجنس گرايي را از ليست اختلالات روانپزشکي حذف کرد |
| 1979 Dame Margaret Thatcher Becomes the First Female UK Prime Minister خانم مارگارت تاچر اولين نخست وزير زن انگلستان مي شود |
| 1980 John Lennon is Shot جان لنون هدف گلوله قرار مي گيرد |
| 1984 The First Commercially Successful Graphic Interface PC Arrives with the Apple Macintosh اولين کامپيوتر قابل خريداري داراي رابط گرافيکي توسط اپل مکينتاش از راه مي رسد |
| 1986 The Chernobyl Disaster Occurs حادثه چرنوبيل اتفاق مي افتد |
| 1988 The Commercial Internet Begins شبکه تجاري اينترنت آغاز به کار مي کند |
| 1990 The Gulf War Begins جنگ خليج آغاز مي شود |
| 1991 The Soviet Union Collapses اتحاد جماهير شوروي فرو مي پاشد |
| 1996 Dolly The Sheep is Cloned Dolly گوسفند شبيه سازي شده |
| December 31, 1999 The Second Millen پايان هزاره دوم :-) |
چند شعر از مشاعر ه هوشنگ ابتهاج(سایه) و شهریار درباره زندگی
هوشنگ
همه رفتند از این خانه خدایا تو بمان
منه بی برگ خزان دیده دگر رفتنی ام
تو همه باروبری تازه بهارا تو بمان
داغ و دردست همه نقش نگار دل من
بنگر این نقش به خون شسته نگارا تو بمان
زین بیابان گذری نیست سواران را هیچ
دل ما خوش به فریبی غبارا تو بمان
هر دم از حلقه عشاق پریشانی رفت
بسر زلف بتان سلسله دارا تو بمان
شهریارا تو بمان بر سر این خیل یتیم
پدرا یارا اندوهگسارا تو بمان
سایه در پای توچون موج چه خوش زار گریست
که سر سبز تو خوش باد کنارا تو بمان
شهریار
سایه جان رفتنی هستیم بمانیم که چه
درس این زندگی از بهر ندانستن ماست
این همه درس بخوانیم و ندانیم که چه
کشتی را که پی غرق شدن ساخته اند
هی به جان کندن از ایت ورطه برانیم که چه
ما که در خانه ایمان خدا ننشسته ایم
کفر ابلیس به کرسی بنشانیم که چه
|
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ، |
|
بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدائی
به سرانجام رسانی .
****
بلکه نداشتن یک همراه واقعی است که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد.
بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترین احساس زندگی است .
***
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند.
و تو از او رسم محبت بیاموزی .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه گذاشتن سدی در برابر رودی است که از چشمانت جاری است.
****
بلکه یخ بستن وجود آدم ها و بستن چشمها است.
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست
بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته شده .
****
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن ها تکیه کنی و از غم زندگی
برایش اشک بریزی هميشه اشک اونايي که به فکرمون هستن رو در مياريم.. و هميشه واسه کسايي که به فکرمون نيستن اشک ميريزيم.. هميشه به کسايي که اصلا به يادمون نيستن فکر ميکنيم.. و هميشه کسايي که اصلا فکرشم نميکنيم به يادمونن |